اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
334
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
بدرود زندگى گفت . از ابو سلمه خبرهايى به ابو العباس رسيد كه او را ناپسند آمد و به او گفتند كه ابو سلمه چه نقشه اى داشت و چرا در ( كار بيعت ) ابو العباس تاخير مىكرد ، و در نظر داشت كه دولت را به دست بعضى طالبيان بازگرداند ، ابو مسلم هم از خراسان به او نوشت كه ابو سلمه را بكش ، چه او دشمن خيانتكار بد باطنى است . ابو العباس به او نوشت كه تو كسى را براى كشتن وى بفرست و ابو العباس نمىخواست تا ابو مسلم را با كشتن ابو سلمه بوحشت اندازد يا عليه خويش بهانه اى به دست او دهد . پس ابو مسلم ، مراد بن [ 1 ] انس ضبى را فرستاد و او بر در ( كاخ ) ابو العباس ايستاد و چون ( ابو سلمه ) كه نزد وى شبنشينى داشت ، بيرون آمد بر او تاخت و گردنش را زد . [ 2 ] ابو سلمه را « وزير آل محمد » مىگفتند و ابو مسلم به او مىنوشت ، براى امير حفص بن سليمان وزير آل محمد ، از ابو مسلم امين آل محمد [ 3 ] . سليمان بن مهاجر پس از كشته شدن ابو سلمه گفت : ان الوزير وزير آل محمد اودى فمن يشناك كان وزيرا « همانا وزير ، وزير آل محمد هلاك شد ، پس آنكه تو را دشمن مىدارد ، وزير شد . » حسن بن قحطبه يزيد بن عمر بن هبيره را در واسط محاصره داشت ، پس ابو العباس برادرش ، ابو جعفر را به واسط فرستاد و به او فرمود كه در محاصره اش پافشارى كند و يزيد يازده ماه محاصره بود و جماعتى از فرماندهان و ياران مروان و از همراهان عامر بن ضباره و نباتة بن حنظله كه قحطبه آنها را كشته بود ، همراه وى بودند ، و يزيد براى دو سال محاصره آمادگى داشت و خوار و بار و علوفه بيست هزار مرد جنگى را به درون شهر برده بود ، ليكن در جنگ با وى صادقانه پافشارى كردند تا خواستار امان شد و نمايندگان فرستاد ، پيشنهاد او
--> [ 1 ] طبرى ، ج 6 ص 103 . كامل ج 4 ص 336 ، الوزراء و الكتاب ص 60 ، مرار بن انس ضبى . [ 2 ] از ربيع الاول تا رجب سال 132 وزارت داشت ( معجم الانساب ) يحيى بن محمد بن على بر وى نماز گزارد و در هاشميه دفن شد . [ 3 ] الوزراء و الكتاب ص 56 ، امير آل محمد .